جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
slanting
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most slanting
شکل تفضیلی
more slanting
درجهپذیر
حوزه
geometry, orientation, perception
مثالها
The slanting rays of the setting sun painted the sky with hues of orange and pink.
پرتوهای مایل خورشید در حال غروب، آسمان را با رنگهای نارنجی و صورتی رنگ آمیزی کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
slantingly
slanting
slant



























