جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
slanting
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most slanting
شکل تفضیلی
more slanting
درجهپذیر
مثالها
The slanting roof allowed rainwater to drain away quickly.
سقف شیبدار اجازه میداد آب باران به سرعت تخلیه شود.



























