to skim off
Pronunciation
/skˈɪm ˈɔf/

تعریف و معنی "skim off"در زبان انگلیسی

to skim off
01

برداشتن از سطح, حذف لایه رویی

remove from the surface
to skim off definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
skim
زمان حال
skim off
سوم‌شخص مفرد
skims off
وجه وصفی حال
skimming off
گذشته ساده
skimmed off
اسم مفعول
skimmed off
02

بهترین را انتخاب کردن, بهترین را جدا کردن

pick the best
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه