جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
skillfully
01
بهطرز ماهرانهای, بامهارت، استادانه
in a way that shows ability, expertise, or careful technique
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثالها
The chef skillfully filleted the fish with a single knife stroke.
آشپز ماهی را ماهرانه با یک ضربه چاقو فیله کرد.
درخت واژگانی
skillfully
skillful
skill



























