جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
skeptical
01
دیرباور, شکاک، نامطمئن
having doubts about something's truth, validity, or reliability
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most skeptical
شکل تفضیلی
more skeptical
درجهپذیر
حوزه
cognition, attitude, belief
مثالها
Despite the promising claims, Lisa remained skeptical about the new diet's effectiveness.
علیرغم ادعاهای امیدوارکننده، لیزا در مورد اثربخشی رژیم جدید شکاک باقی ماند.
02
از نظر مذهبی شکاک
doubtful of the basis or teachings of a religion
مثالها
The professor remained skeptical of the religious doctrine, questioning its historical accuracy.
پروفسور نسبت به آموزههای مذهبی شکاک باقی ماند و در مورد صحت تاریخی آنها سوال کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
skeptically
skeptical
skeptic



























