جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
silklike
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most silklike
شکل تفضیلی
more silklike
درجهپذیر
مثالها
The cream left her hands feeling smooth and silklike after just one application.
کرم پس از تنها یک بار استفاده دستهایش را نرم و ابریشمی کرد.
درخت واژگانی
silklike
silk



























