جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
silklike
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most silklike
شکل تفضیلی
more silklike
درجهپذیر
حوزه
texture, appearance, materials
مثالها
Her hair was silklike after using the new conditioner, soft and shiny.
موهایش بعد از استفاده از نرمکننده جدید ابریشمی شده بود، نرم و براق.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
silklike
silk



























