جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
short-lived
01
کوتاه مدت, زودگذر
existing or lasting for only a brief period before ending
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most short-lived
شکل تفضیلی
more short-lived
درجهپذیر
مثالها
Their short-lived romance ended just as quickly as it began.
رمانس کوتاه مدت آنها به همان سرعتی که شروع شده بود پایان یافت.



























