جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
shifty
01
تغییر پذیر, ناپایدار
changing position or direction
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
shiftiest
شکل تفضیلی
shiftier
درجهپذیر
02
مشکوک, غیر قابل اعتماد
(of a person) appearing dishonest or untrustworthy
مثالها
The shifty salesman tried to sell her a used car with hidden issues.
فروشنده متقلب سعی کرد به او یک ماشین دست دوم با مشکلات پنهان بفروشد.
درخت واژگانی
shiftily
shifty
shift



























