جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shawl
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
shawls
مثالها
She draped a colorful shawl over her shoulders to add a pop of color to her outfit.
او یک شال رنگارنگ را روی شانههایش انداخت تا به لباسش رنگ و رویی ببخشد.
LanGeek



























