جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shaver
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shavers
مثالها
He decided to use a shaver for a quick and convenient grooming routine.
او تصمیم گرفت از ریش تراش برای یک روتین آرایش سریع و راحت استفاده کند.
02
پسر بچه, کودک
a young person, typically a child or adolescent
مثالها
The old man smiled at the energetic little shaver playing outside.
مرد پیر به بچه پرانرژی که بیرون بازی میکرد لبخند زد.
03
ریش تراش, مردی که مرتب اصلاح میکند
an adult male who regularly shaves
مثالها
The shaver trimmed his beard every morning.
ماشین ریشتراش هر صبح ریشش را مرتب میکرد.
درخت واژگانی
shaver
shave



























