جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sharp tongue
01
زبانِ تند
one's tendency to speak to people in a very critical manner
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
sharp tongues
مثالها
Her sharp tongue made even simple meetings uncomfortable.
معروف به زبان تند، استاد میتوانست به سرعت استدلالهای ضعیف را با اظهارات مختصر و گزنده از بین ببرد.
LanGeek



























