جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
seated
01
نشسته, مستقر
positioned or settled in a seat or chair
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most seated
شکل تفضیلی
more seated
درجهپذیر
حوزه
position, posture, events
مثالها
The seated audience listened attentively to the speaker.
تماشاگران نشسته با دقت به سخنران گوش دادند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
seated
seat



























