جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
seated
01
نشسته, مستقر
positioned or settled in a seat or chair
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most seated
شکل تفضیلی
more seated
درجهپذیر
مثالها
He greeted the seated guests as they arrived at the event.
او از مهمانان نشسته هنگام ورودشان به مراسم استقبال کرد.
درخت واژگانی
seated
seat



























