جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to scrimp
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
scrimp
سومشخص مفرد
scrimps
وجه وصفی حال
scrimping
گذشته ساده
scrimped
اسم مفعول
scrimped
مثالها
They had to scrimp on their vacation plans to stay within budget.
آنها مجبور شدند در برنامههای تعطیلات خود صرفهجویی کنند تا در بودجه بمانند.



























