جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schmaltzy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
schmaltziest
شکل تفضیلی
schmaltzier
درجهپذیر
مثالها
The holiday commercial was so schmaltzy that it felt more like a cliché than a heartfelt message.
تبلیغ تعطیلات آنقدر چرب و نرم بود که بیشتر شبیه یک کلیشه بود تا یک پیام صمیمی.



























