جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
scented
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most scented
شکل تفضیلی
more scented
درجهپذیر
مثالها
The scented lotion had a floral aroma, providing a pleasant and moisturizing experience for the skin.
لوسیون معطر رایحهای گلدار داشت و تجربهای خوشایند و مرطوبکننده برای پوست فراهم میکرد.
درخت واژگانی
scented
scent



























