جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
scathing
01
تند (انتقاد), کوبنده، خردکننده، تلخ
severely critical or harsh
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most scathing
شکل تفضیلی
more scathing
درجهپذیر
مثالها
Her scathing remarks during the meeting criticized every aspect of the project.
اظهارات تند او در جلسه هر جنبهای از پروژه را مورد انتقاد قرار داد.
درخت واژگانی
scathingly
scathing
scathe



























