جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sane
01
عاقل, متعادل
mentally healthy and not affected by any mental disorder or illness
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
sanest
شکل تفضیلی
saner
درجهپذیر
مثالها
After receiving therapy, she felt much more stable and sane.
پس از دریافت درمان، او احساس بسیار پایدارتر و عاقل میکرد.
مثالها
Choosing to save money for emergencies is a sane choice.
انتخاب پسانداز پول برای مواقع اضطراری یک انتخاب عاقلانه است.
درخت واژگانی
insane
sanely
saneness
sane



























