جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Runner bean
01
لوبیا قرمز, لوبیای زینتی
a scarlet bean that grows in green pods on a climbing plant, used in cooking
Dialect
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
runner beans
مثالها
Last year my son discovered a giant runner bean in his garden and couldn't wait to show it off to his friends.
سال گذشته، پسرم یک لوبیای رونده غولپیکر را در باغش کشف کرد و نمیتوانست صبر کند تا آن را به دوستانش نشان دهد.



























