جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Round dance
01
رقص دایرهای, رقص گردشی
a folk dance; dancers form a circle
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
round dances
02
رقص دایرهای, رقص گرد
a social dance where participants form a circle or closed formation and move together in unison to repeating music, characterized by simple steps and patterns
مثالها
The summer camp organized a round dance as a fun activity for campers, who eagerly formed a circle and followed the simple steps taught by the counselors.
اردوی تابستانی یک رقص دایرهای را به عنوان یک فعالیت سرگرمکننده برای کمپکنندگان ترتیب داد، که با اشتیاق دایرهای تشکیل دادند و گامهای سادهای را که توسط مشاوران آموزش داده شده بود، دنبال کردند.



























