جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
roses
مثالها
Be careful when picking a rose because of its sharp thorns.
در چیدن یک گل رز به دلیل خارهای تیز آن مراقب باشید.
1.1
صورتی کمرنگ, صورتی ظریف
a soft, dusty pink hue resembling the petals of a rose flower
مثالها
She painted the nursery in a delicate rose.
او اتاق کودک را با رنگ صورتی ظریف نقاشی کرد.
rose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
rosest
شکل تفضیلی
roser
درجهپذیر
مثالها
She chose a rose ribbon to match the delicate shade of her dress.
او یک روبان صورتی را انتخاب کرد تا با رنگ ظریف لباسش هماهنگ شود.
Rose
01
شراب گلی
a type of wine with a light pink color, made from red grapes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
rosés
مثالها
She ordered a glass of chilled rosé to pair with her summer salad.
او یک لیوان رزه خنک سفارش داد تا با سالاد تابستانی خود همراه کند.
درخت واژگانی
rosy
rose



























