جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rooster
01
خروس
an adult male chicken
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
roosters
مثالها
The rooster proudly strutted around the farmyard, its vibrant plumage catching the sunlight.
خروس با غرور در حیاط مزرعه قدم میزد، پرهای رنگارنگش نور خورشید را میگرفت.
درخت واژگانی
rooster
roost



























