جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rooster
01
خروس
an adult male chicken
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
roosters
مثالها
At dawn, the rooster's crow signaled the start of a new day on the farm.
در سپیده دم، بانگ خروس آغاز روزی جدید در مزرعه را اعلام کرد.
درخت واژگانی
rooster
roost



























