جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to rip up
01
پاره کردن, تکه تکه کردن
to tear something into small pieces, often intentionally
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
rip
زمان حال
rip up
سومشخص مفرد
rips up
وجه وصفی حال
ripping up
گذشته ساده
ripped up
اسم مفعول
ripped up
مثالها
He accidentally ripped up the contract while cleaning his desk.
او به طور تصادفی قرارداد را هنگام تمیز کردن میز خود پاره کرد.



























