جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rigged
01
دستکاری شده, تحریف شده
dishonestly arranged or manipulated to produce a desired outcome
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most rigged
شکل تفضیلی
more rigged
درجهپذیر
مثالها
He refused to participate in a rigged contest.
او از شرکت در یک مسابقه دستکاری شده خودداری کرد.
درخت واژگانی
unrigged
rigged
rig



























