richly
rich
ˈrɪʧ
ریچ
ly
li
لی
/ɹˈɪt‍ʃli/

تعریف و معنی "richly"در زبان انگلیسی

richly
01

به شکلی مجلل, به روشی پر زرق و برق

in a way that shows luxury, beauty, or high cost
richly definition and meaning
مثال‌ها
She dressed richly in silk and pearls.
او با ابریشم و مروارید ثروتمندانه لباس می‌پوشید.
02

به طور غنی, به وفور

in a way that is full of strong or appealing sensory qualities
مثال‌ها
The fabric shimmered richly in the sunlight.
پارچه در نور خورشید به طور غنی می‌درخشید.
03

سخاوتمندانه, فراوان

in a generous or abundant way
مثال‌ها
They were richly compensated for their work.
آنها برای کارشان سخاوتمندانه جبران شدند.
3.1

به فراوانی, کاملاً

in a way that is fully deserved or appropriate
مثال‌ها
The actor was richly honored at the awards show.
بازیگر در مراسم اهدای جوایز به طور شایسته مورد تقدیر قرار گرفت.
04

به طور سودمند, ثروتمندانه

(of a marriage) advantageously, especially in terms of wealth or status
مثال‌ها
Many assumed he would marry richly to save his business.
بسیاری فرض کردند که او ثروتمندانه ازدواج خواهد کرد تا کسب‌وکارش را نجات دهد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه