جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Retinue
01
همراهان, ملتزمین، خدموحشم
a group of attendants or followers, typically accompanying an important person
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
retinues
مثالها
As the ambassador arrived, his retinue of diplomats and assistants followed closely behind, ready to assist him during the visit.
همانطور که سفیر رسید، ملازمان او از دیپلماتها و دستیارانش از نزدیک دنبالش کردند، آماده برای کمک به او در طول بازدید.



























