جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Resumption
01
ازسرگیری, شروع، تجدید، ادامه
the act of starting again after a pause or interruption
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
After the power outage, the automatic generator ensured a quick resumption of electricity in the building.
پس از قطع برق، ژنراتور اتوماتیک ازسرگیری سریع برق در ساختمان را تضمین کرد.



























