جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to reseat
01
در جای دیگر نشاندن
to assign or allocate a different seating position or place to someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
reseat
سومشخص مفرد
reseats
وجه وصفی حال
reseating
گذشته ساده
reseated
اسم مفعول
reseated
مثالها
Yesterday, the teacher reseated the students to separate those who were causing disruptions in class.
دیروز، معلم برای جدا کردن دانشآموزانی که در کلاس اختلال ایجاد میکردند، آنها را جابجا کرد.
02
صندلی جدید چیدن, در جای دیگر نشاندن
to equip with new seating accommodations
مثالها
Last month, the stadium reseated its entire bleacher section with wider seats to improve spectator comfort.
ماه گذشته، استادیوم تمام بخش سکوهای خود را با صندلیهای پهنتر مجدداً تجهیز کرد تا راحتی تماشاگران را بهبود بخشد.
03
نصب مجدد صندلی, فراهم کردن صندلی جدید
provide with a new seat
درخت واژگانی
reseat
seat



























