جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تولیدمثل
دانشمندان چرخههای تولیدمثل مرجانها را مطالعه میکنند تا پروژههای بازسازی صخرهها را که به رویدادهای تخمریزی زمانبندیشده متکی هستند، برنامهریزی کنند.
بازآفرینی
موزه یک تولید مثل با کیفیت بالا از مونالیزا را به نمایش گذاشت که به بازدیدکنندگان اجازه میداد شاهکار لئوناردو داوینچی را از نزدیک تحسین کنند.
نسخه بازتولیدشده, نسخه کپی
گالری تولیدهای با کیفیت بالای نقاشی را فروخت تا طرفداران بتوانند بدون پرداخت هزینه برای اصل، یک نسخه را در اختیار داشته باشند.
بازتولید, دقت بازتولید
بلندگوهای جدید به خاطر بازتولید گرمشان که محدوده میانی را در آوازها برجسته میکند، تحسین میشوند.
تولید مجدد, بازیابی از طریق تولید مجدد
در آزمایش، شرکتکنندگان به جای بازسازی، به تولید مجدد متکی بودند تا الگوی دقیقی را که دیده بودند به خاطر بیاورند.
درخت واژگانی



























