جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Repentance
01
پشیمانی, ندامت
a feeling of remorse or regret for past wrongs
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
repentances
مثالها
Even in his final hours, the old man expressed no repentance for his past actions.
حتی در ساعات پایانی عمرش، مرد پیر هیچ پشیمانی از اعمال گذشتهاش نشان نداد.
درخت واژگانی
repentance
repent



























