جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Remembrance
01
یادآوری, خاطر
the act of recalling something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
02
بزرگداشت, گرامیداشت، زندهنگاشتن یاد کسی
the act of honoring a past event or a deceased person
مثالها
The medal was kept in remembrance of her bravery.
مدال به یادبود شجاعت او نگهداری شد.



























