جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
remaining
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most remaining
شکل تفضیلی
more remaining
درجهپذیر
حوزه
quantity, time, state
مثالها
The remaining slices of pizza were saved for later.
برشهای باقیمانده پیتزا برای بعد ذخیره شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
remaining
remain



























