جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reliably
01
بااطمینان, بهطور حتم، بهطور موثق
in a way that can be trusted to work well or be accurate
اطلاعات دستوری
مثالها
The machine operates reliably even under harsh conditions.
ماشین حتی در شرایط سخت نیز قابل اعتماد عمل میکند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unreliably
reliably
reliable
liable



























