rekindle
re
ri:
ری
kin
kɪn
کین
dle
dəl
دِل
/ɹɪkˈɪndə‍l/

تعریف و معنی "rekindle"در زبان انگلیسی

to rekindle
01

چیزی را احیا یا تجدید کردن

to revive or renew something, such as a relationship or interest, that has faded
مثال‌ها
She listened to her favorite song to rekindle her passion for music.
او به آهنگ مورد علاقه‌اش گوش داد تا شور و شوق خود را به موسیقی دوباره زنده کند.
02

دوباره روشن کردن, باز زنده کردن

to ignite again, as a flame or fire that has gone out
مثال‌ها
Sparks were used to rekindle the hearth.
جرقه‌ها برای دوباره روشن کردن اجاق استفاده شدند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه