جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Regatta
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
regattas
مثالها
She participated in her first regatta over the weekend, navigating the challenging course with her rowing team.
او در اولین مسابقه قایقرانی خود در آخر هفته شرکت کرد و با تیم پاروزنی خود در مسیری چالشبرانگیز حرکت کرد.



























