جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Barley
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
barleys
مثالها
He picked a barley from the sack and examined it closely.
او یک دانه جو را از کیسه برداشت و آن را از نزدیک بررسی کرد.
02
جو, جو
a cereal plant cultivated for thousands of years, grown for food, drink, and animal feed
مثالها
Farmers planted barley early in the spring to harvest in summer.
کشاورزان جو را اوایل بهار کاشتند تا در تابستان برداشت کنند.



























