جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to redouble
01
دو برابر کردن, دو چندان کردن
to strengthen markedly
formal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
redouble
سومشخص مفرد
redoubles
وجه وصفی حال
redoubling
گذشته ساده
redoubled
اسم مفعول
redoubled
مثالها
The teacher redoubled vigilance to ensure students followed the safety rules.
معلم برای اطمینان از رعایت قوانین ایمنی توسط دانشآموزان، هوشیاری خود را دوچندان کرد.
02
دو برابر کردن دوباره, دو باره دو برابر کردن
to increase a quantity, number, or amount twofold once more
مثالها
Production was redoubled to meet the growing demand for masks.
تولید برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد ماسکها دو برابر شد.
درخت واژگانی
redouble
double



























