جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to redouble
01
دو برابر کردن, دو چندان کردن
to strengthen markedly
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
redouble
سومشخص مفرد
redoubles
وجه وصفی حال
redoubling
گذشته ساده
redoubled
اسم مفعول
redoubled
مثالها
After the criticism, she redoubled her efforts to improve her performance.
پس از انتقادها، او تلاشهایش را برای بهبود عملکردش دو برابر کرد.
02
دو برابر کردن دوباره, دو باره دو برابر کردن
to increase a quantity, number, or amount twofold once more
مثالها
The investors decided to redouble their initial capital after seeing early profits.
سرمایهگذاران پس از دیدن سودهای اولیه تصمیم گرفتند سرمایه اولیه خود را دو برابر کنند.
درخت واژگانی
redouble
double



























