جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Reclining chair
01
صندلی راحتی
a chair with a backrest that tilts backwards and a footrest that extends out in front of the seat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
reclining chairs
مثالها
After a long day at work, she sank into her reclining chair and stretched out her legs.
پس از یک روز طولانی کار، او در صندلی تخت شو خود فرو رفت و پاهایش را دراز کرد.



























