جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to baptize
01
تعمید دادن, در آب فرو بردن
to initiate into a religious faith by immersing in or sprinkling with water
Transitive: to baptize sb
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
baptize
سومشخص مفرد
baptizes
وجه وصفی حال
baptizing
گذشته ساده
baptized
اسم مفعول
baptized
مثالها
As a symbol of spiritual cleansing, individuals choose to be baptized in the river.
به عنوان نماد پاکسازی روحی، افراد انتخاب میکنند که در رودخانه تعمید داده شوند.
درخت واژگانی
baptized
baptize



























