جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raucous
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most raucous
شکل تفضیلی
more raucous
درجهپذیر
مثالها
The raucous laughter from the party next door kept her awake all night.
خندههای بلند و ناهنجار از مهمانی همسایه او را تمام شب بیدار نگه داشت.
02
جیغجیغو, آشوبگر
marked by wild and disorderly conduct
مثالها
The raucous crowd surged forward, ignoring the barriers.
جمعیت پرسر و صدا به جلو هجوم آورد، بدون توجه به موانع.
درخت واژگانی
raucously
raucous



























