جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rashly
اطلاعات دستوری
مثالها
She spoke rashly in the heat of the argument, regretting her impulsive words later.
او در گرمای بحث بیدریغ صحبت کرد، بعداً از کلمات تکانشی خود پشیمان شد.
درخت واژگانی
rashly
rash



























