جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rashly
اطلاعات دستوری
مثالها
He rashly accepted the job offer without thoroughly reviewing the terms and conditions.
او بیدریغ پیشنهاد کار را بدون بررسی دقیق شرایط و ضوابط پذیرفت.
درخت واژگانی
rashly
rash
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او بیدریغ پیشنهاد کار را بدون بررسی دقیق شرایط و ضوابط پذیرفت.
درخت واژگانی