جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rapport
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Despite meeting for the first time, their shared interests and easy conversation quickly established a strong rapport between them.
علیرغم ملاقات برای اولین بار، علایق مشترک و گفتگوی آسان آنها به سرعت یک rapport قوی بین آنها برقرار کرد.



























