جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raining
01
بارانی
falling like rain or in drops
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most raining
شکل تفضیلی
more raining
درجهپذیر
مثالها
The raining weather made it difficult for the children to play outside during recess.
هوای بارانی بازی کودکان در زنگ تفریح را دشوار کرد.
درخت واژگانی
raining
rain



























