جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
proses
مثالها
Her writing style is characterized by clear and concise prose, making her novels accessible to a wide audience.
سبک نوشتاری او با نثر روشن و مختصر مشخص میشود، که رمانهایش را برای طیف وسیعی از مخاطبان قابل دسترس میکند.
02
نثر, زبان معمولی
language or expression that is factual, commonplace, or lacking imaginative flair
مثالها
His speech was filled with ordinary prose rather than inspiration.
سخنرانی او پر از نثر معمولی بود تا الهام.
درخت واژگانی
prosy
prose



























