جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Profusion
01
فراوانی, وفور
an unusually or even luxuriously large volume of people or things concentrated into an area
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
profusions
مثالها
The buffet table offered a profusion of delectable dishes from which to choose.
میز بوفه یک فراوانی از غذاهای خوشمزه را برای انتخاب ارائه میداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
profusion
fusion
fuse



























