جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prexy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
prexies
مثالها
The prexy addressed the students during the annual assembly.
پرکسی در جلسه سالانه به دانشجویان خطاب کرد.
LanGeek



























