جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to prettify
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
prettify
سومشخص مفرد
prettifies
وجه وصفی حال
prettifying
گذشته ساده
prettified
اسم مفعول
prettified
مثالها
The editors tried to prettify the article by softening the harsh facts.
ویراستاران سعی کردند با نرم کردن حقایق خشن، مقاله را زیباتر کنند.



























