جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pretended
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most pretended
شکل تفضیلی
more pretended
درجهپذیر
حوزه
behavior, deception, appearance
مثالها
His pretended innocence didn’t fool anyone at the meeting.
معصومیت تظاهرآمیز او هیچکس را در جلسه فریب نداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
pretended
pretend



























