جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prescript
01
دستور, حکم، فرمان
a set of instructions or guidelines to accomplish a specific goal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
prescripts
مثالها
The prescript recommends specific time management strategies to maximize efficiency.
پیشنوشت استراتژیهای خاص مدیریت زمان را برای حداکثر کارایی توصیه میکند.
درخت واژگانی
prescript
script



























