جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Preschool
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
preschools
مثالها
He made new friends at preschool and enjoys sharing toys with them.
او در پیشدبستانی دوستان جدیدی پیدا کرد و از تقسیم اسباببازیها با آنها لذت میبرد.
preschool
01
مناسب (برای کودکان خردسال)
related to or suitable for young children before they start formal education
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
درخت واژگانی
preschool
school



























