جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
praising
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most praising
شکل تفضیلی
more praising
درجهپذیر
حوزه
communication, evaluation, behavior
مثالها
The praising remarks from the audience encouraged the performer to continue.
اظهارات ستایشآمیز تماشاگران، اجراکننده را به ادامه کار تشویق کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
praising
praise



























