جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
potently
اطلاعات دستوری
مثالها
The medicine worked potently, relieving her pain within minutes.
دارو به شدت اثر کرد و درد او را در عرض چند دقیقه تسکین داد.
درخت واژگانی
impotently
prepotently
potently
potent
potence



























